مصرع نخست · شماره 83هست مرا بهر زمان، لطف و کرم جهان جهانشاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.80تا ز تو لافها زنم کامد یار ناگهی »#81گفت: « چو من شوم روی، تو به یقین فنا شوی#82این نبود که با کسی، گنجم من به خرگهی#83هست مرا بهر زمان، لطف و کرم جهان جهانانتخابشده84لیک بکوش و صبر کن، صاف شوی و آنگهی#85از چه رسید آب را آینه گی؟ ز صافیی#86از فرح صفا زند، آن گل سرخ قهقهی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 83 از «هجدهم» است.سطر پیشیناین نبود که با کسی، گنجم من به خرگهی→سطر بعدیلیک بکوش و صبر کن، صاف شوی و آنگهی←