مصرع نخست · شماره 21پدر عقلست اگر پوری وگرنه چغد رنجوریشاعرمولویاثرسی و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18بهست خویشتن جفتی، وز آن طاق ازل طاقی#19تو ای جان رسته از بندی، مقیم آن لب قندی#20قبای حسن برکندی، که آزاد از بغلطاقی#21پدر عقلست اگر پوری وگرنه چغد رنجوریانتخابشده22چرا تو زین پدر دوری؟ گه از شوخی گه از عاقی#23گهی پر خشم و پرتابی، به دعوی حاجب البابی#24گهی خود را همی یابی، ز عجز افتاده در قاقی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «سی و یکم» است.سطر پیشینقبای حسن برکندی، که آزاد از بغلطاقی→سطر بعدیچرا تو زین پدر دوری؟ گه از شوخی گه از عاقی←