مصرع دوم · شماره 20قبای حسن برکندی، که آزاد از بغلطاقیشاعرمولویاثرسی و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.17برین معنی نمی افتی، چو در هر سایه می خفتی#18بهست خویشتن جفتی، وز آن طاق ازل طاقی#19تو ای جان رسته از بندی، مقیم آن لب قندی#20قبای حسن برکندی، که آزاد از بغلطاقیانتخابشده21پدر عقلست اگر پوری وگرنه چغد رنجوری#22چرا تو زین پدر دوری؟ گه از شوخی گه از عاقی#23گهی پر خشم و پرتابی، به دعوی حاجب البابی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 20 از «سی و یکم» است.سطر پیشینتو ای جان رسته از بندی، مقیم آن لب قندی→سطر بعدیپدر عقلست اگر پوری وگرنه چغد رنجوری←