مصرع نخست · شماره 53
نپنداری ولی مستی، ازان تو بی دل و دستی
شاعرمولویاثرسی و یکم
قالبترجیعبند
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 50
کزان میهای جان پرور، تو هم با ما و بی مایی
# - 51
هزاران مکر سازد او، هزاران نقش بازد او
# - 52
اگر با تو بسازد او، تو پنداری که همتایی
# - 53
نپنداری ولی مستی، ازان تو بی دل و دستی
انتخابشده - 54
ز می بد هرچه کردستی، که با می هیچ برنایی
# - 55
چو از عقلت همی کاهد، چو بی خویشت همی دارد
# - 56
همی عذر تو می خواهد، چو تو غرقاب میهایی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 53 از «سی و یکم» است.