مصرع نخست · شماره 25ای چشم من و چشم دو عالم به تو روشنشاعرمولویاثرسی و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.22تا گردد جانها خوش و جانباز و بقایی#23نه باده دلشور و نه افشرده انگور#24از دست خدا آمد، وز خنب عطایی#25ای چشم من و چشم دو عالم به تو روشنانتخابشده26دادی به یکی ساغرم از مرگ رهایی#27ای مست شده و آمده، که زاهد وقتم#28ای رنگ رخ و چشم خوشت داده گوایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 25 از «سی و دوم» است.سطر پیشیناز دست خدا آمد، وز خنب عطایی→سطر بعدیدادی به یکی ساغرم از مرگ رهایی←