مصرع نخستِ میانی · شماره 23عدم و وجود را حق به عطا همی نوازدشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.20تو بگو که خوش ادایی، عجبی، غریب چیزی#21ترجیع کن بسازش، چو عروس نو، جهازی#22که عروس می بنالد بر تو ز بی جهیزی#23عدم و وجود را حق به عطا همی نوازدانتخابشده24پدرت اگر ندارد ملکت جهاز سازد#25هله ای غریب نادر، تو درین دیار چونی؟#26هله ای ندیم دولت، تو درین خمار چونی؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 23 از «چهلم» است.سطر پیشینکه عروس می بنالد بر تو ز بی جهیزی→سطر بعدیپدرت اگر ندارد ملکت جهاز سازد←