مصرع دوم · شماره 6سوگند او بسوزد، چون چهره برگشاییشاعرمولویاثرچهل و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3آن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حین#4چشمی که درد دارد، او را چو توتیایی#5سوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندم#6سوگند او بسوزد، چون چهره برگشاییانتخابشده7هر مرده که خواهی برگیر و امتحان کن#8پاره کند کفن را، گیرد قدح ربایی#9روزی که من بمیرم، بر گور من گذر کن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «چهل و دوم» است.سطر پیشینسوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندم→سطر بعدیهر مرده که خواهی برگیر و امتحان کن←