مصرع دوم · شماره 4چشمی که درد دارد، او را چو توتیاییشاعرمولویاثرچهل و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1ماییم و بخت خندان، تا تو امیر مایی#2ای شیوهات شیرین، تو جان شیوهایی#3آن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حین#4چشمی که درد دارد، او را چو توتیاییانتخابشده5سوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندم#6سوگند او بسوزد، چون چهره برگشایی#7هر مرده که خواهی برگیر و امتحان کن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «چهل و دوم» است.سطر پیشینآن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حین→سطر بعدیسوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندم←