مصرع نخست · شماره 15
ریخت دندانهای سگ چون پیر شد
شاعرمولویاثربخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه می ساخت و ساخته نمی شد و پذیرا نمی آمد
قالبمثنوی
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه می ساخت و ساخته نمی شد و پذیرا نمی آمد» است.