مصرع دوم · شماره 152چو رگ زن که جراح و مرهم نه استشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.149چو نرمی کنی خصم گردد دلیر#150وگر خشم گیری شوند از تو سیر#151درشتی و نرمی بهم در به است#152چو رگ زن که جراح و مرهم نه استانتخابشده153جوانمرد و خوش خوی و بخشنده باش#154چو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش#155نیامد کس اندر جهان کو بماند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 152 از «سر آغاز» است.سطر پیشیندرشتی و نرمی بهم در به است→سطر بعدیجوانمرد و خوش خوی و بخشنده باش←