مصرع نخست · شماره 155نیامد کس اندر جهان کو بماندشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.152چو رگ زن که جراح و مرهم نه است#153جوانمرد و خوش خوی و بخشنده باش#154چو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش#155نیامد کس اندر جهان کو بماندانتخابشده156مگر آن کز او نام نیکو بماند#157نمرد آن که ماند پس از وی بجای#158پل و خانی و خان و مهمان سرای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 155 از «سر آغاز» است.سطر پیشینچو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش→سطر بعدیمگر آن کز او نام نیکو بماند←