مصرع نخست · شماره 153جوانمرد و خوش خوی و بخشنده باششاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.150وگر خشم گیری شوند از تو سیر#151درشتی و نرمی بهم در به است#152چو رگ زن که جراح و مرهم نه است#153جوانمرد و خوش خوی و بخشنده باشانتخابشده154چو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش#155نیامد کس اندر جهان کو بماند#156مگر آن کز او نام نیکو بماند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 153 از «سر آغاز» است.سطر پیشینچو رگ زن که جراح و مرهم نه است→سطر بعدیچو حق بر تو پاشد تو بر خلق پاش←