مصرع دوم · شماره 6که سرگشته هر گوشه ای می دویدشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3که شبلی ز حانوت گندم فروش#4به ده برد انبان گندم به دوش#5نگه کرد و موری در آن غله دید#6که سرگشته هر گوشه ای می دویدانتخابشده7ز رحمت بر او شب نیارست خفت#8به ماوای خود بازش آورد و گفت#9مروت نباشد که این مور ریش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشیننگه کرد و موری در آن غله دید→سطر بعدیز رحمت بر او شب نیارست خفت←