مصرع نخست · شماره 33ببند ای پسر دجله در آب کاستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30چو یکران توسن زدش بر زمین#31دگر اسبی از گله باید گرفت#32که گر سر کشد باز شاید گرفت#33ببند ای پسر دجله در آب کاستانتخابشده34که سودی ندارد چو سیلاب خاست#35چو گرگ خبیث آمدت در کمند#36بکش ورنه دل بر کن از گوسفند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «حکایت» است.سطر پیشینکه گر سر کشد باز شاید گرفت→سطر بعدیکه سودی ندارد چو سیلاب خاست←