مصرع دوم · شماره 8پریشان دل و خاطر آشفته یافتشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5که صاحب نظر بود و درویش دوست#6هر آن کاین دو دارد ملک صالح اوست#7دو درویش در مسجدی خفته یافت#8پریشان دل و خاطر آشفته یافتانتخابشده9شب سردشان دیده نابرده خواب#10چو حر با تامل کنان آفتاب#11یکی زان دو می گفت با دیگری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشیندو درویش در مسجدی خفته یافت→سطر بعدیشب سردشان دیده نابرده خواب←