مصرع نخست · شماره 9شب سردشان دیده نابرده خوابشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6هر آن کاین دو دارد ملک صالح اوست#7دو درویش در مسجدی خفته یافت#8پریشان دل و خاطر آشفته یافت#9شب سردشان دیده نابرده خوابانتخابشده10چو حر با تامل کنان آفتاب#11یکی زان دو می گفت با دیگری#12که هم روز محشر بود داوری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «حکایت» است.سطر پیشینپریشان دل و خاطر آشفته یافت→سطر بعدیچو حر با تامل کنان آفتاب←