مصرع دوم · شماره 8قبایش دریدند و دستش شکستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5بخواه و مدار ای پسر شرم و باک#6که مقطوع روزی بود شرمناک#7قبا بست و چاپک نوردید دست#8قبایش دریدند و دستش شکستانتخابشده9همی گفت و بر خویشتن می گریست#10که مر خویشتن کرده را چاره چیست؟#11بلا جوی باشد گرفتار آز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینقبا بست و چاپک نوردید دست→سطر بعدیهمی گفت و بر خویشتن می گریست←