مصرع نخست · شماره 21هدهدش گفت ای ز عشق گنج مستشاعرعطاراثرحکایت کوفقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18زانک عشقش کار هر مردانه نیست#19من نیم در عشق او مردانه ای#20عشق گنجم باید و ویرانه ای#21هدهدش گفت ای ز عشق گنج مستانتخابشده22من گرفتم کامدت گنجی به دست#23بر سر آن گنج خود را مرده گیر#24عمر رفته ره به سر نابرده گیر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «حکایت کوف» است.سطر پیشینعشق گنجم باید و ویرانه ای→سطر بعدیمن گرفتم کامدت گنجی به دست←