مصرع دوم · شماره 24عمر رفته ره به سر نابرده گیرشاعرعطاراثرحکایت کوفقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.21هدهدش گفت ای ز عشق گنج مست#22من گرفتم کامدت گنجی به دست#23بر سر آن گنج خود را مرده گیر#24عمر رفته ره به سر نابرده گیرانتخابشده25عشق گنج و عشق زر از کافریست#26هرک از زر بت کند او آزریست#27زر پرستیدن بود از کافری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 24 از «حکایت کوف» است.سطر پیشینبر سر آن گنج خود را مرده گیر→سطر بعدیعشق گنج و عشق زر از کافریست←