مصرع نخست · شماره 23بر سر آن گنج خود را مرده گیرشاعرعطاراثرحکایت کوفقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.20عشق گنجم باید و ویرانه ای#21هدهدش گفت ای ز عشق گنج مست#22من گرفتم کامدت گنجی به دست#23بر سر آن گنج خود را مرده گیرانتخابشده24عمر رفته ره به سر نابرده گیر#25عشق گنج و عشق زر از کافریست#26هرک از زر بت کند او آزریست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 23 از «حکایت کوف» است.سطر پیشینمن گرفتم کامدت گنجی به دست→سطر بعدیعمر رفته ره به سر نابرده گیر←