مصرع نخست · شماره 169چون شنود این قصه خلق شهر اوشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.166خوار بگذارید بردارش تباه#167تا زکار این پلید نابکار#168عبرتی گیرند خلق روزگار#169چون شنود این قصه خلق شهر اوانتخابشده170جمله را دل درد کرد از بهر او#171درنظاره آمدند آنجا بسی#172باز می نشناختندش هر کسی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 169 از «...» است.سطر پیشینعبرتی گیرند خلق روزگار→سطر بعدیجمله را دل درد کرد از بهر او←