مصرع دوم · شماره 170جمله را دل درد کرد از بهر اوشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.167تا زکار این پلید نابکار#168عبرتی گیرند خلق روزگار#169چون شنود این قصه خلق شهر او#170جمله را دل درد کرد از بهر اوانتخابشده171درنظاره آمدند آنجا بسی#172باز می نشناختندش هر کسی#173گوشتی دیدند خلقان غرق خون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 170 از «...» است.سطر پیشینچون شنود این قصه خلق شهر او→سطر بعدیدرنظاره آمدند آنجا بسی←