مصرع نخست · شماره 191در پشیمانی فروشد پادشاهشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.188کار او پیوسته زاری بود و بس#189جان او می سوخت از درد فراق#190گشت بی صبر و قرار از اشتیاق#191در پشیمانی فروشد پادشاهانتخابشده192دیده پر خون کرد و سر بر خاک راه#193جامه نیلی کرد و در برخود ببست#194در میان خون و خاکستر نشست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 191 از «...» است.سطر پیشینگشت بی صبر و قرار از اشتیاق→سطر بعدیدیده پر خون کرد و سر بر خاک راه←