مصرع نخست · شماره 277می نترسم من ز مرگ خویشتنشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.274زندگانی یک دو دم بیشم نماند#275جان به لب آورد بی تو شهریار#276تا کند در خون بهای تو نثار#277می نترسم من ز مرگ خویشتنانتخابشده278لیک ترسم از جفای خویش من#279گر شود جاوید جانم عذر خواه#280هم نیارد خواست عذر این گناه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 277 از «...» است.سطر پیشینتا کند در خون بهای تو نثار→سطر بعدیلیک ترسم از جفای خویش من←