مصرع نخست · شماره 143تا نکنی غارت نظمی نخستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.140کشور معنی نشود زان تو#141کوس کند نوحه بر آن پادشاه#142کاو شود اقلیم گشای سپاه#143تا نکنی غارت نظمی نخستانتخابشده144ره ننماید به تو آن نظم سست#145آنکه بود دخل ز دخلش زیاد#146دست به درویش نباید گشاد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 143 از «حکایت» است.سطر پیشینکاو شود اقلیم گشای سپاه→سطر بعدیره ننماید به تو آن نظم سست←