مصرع دوم · شماره 6جور کنانش ز بر خویش راندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3رفت یکی روز خطایی بر او#4تاختن آورد بلایی بر او#5والی ملکش به غضب پیش خواند#6جور کنانش ز بر خویش راندانتخابشده7تند شد و گفت سزایش دهند#8و ز سرکین کند به پایش نهند#9کند بر آن پا که رود ناصواب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینوالی ملکش به غضب پیش خواند→سطر بعدیتند شد و گفت سزایش دهند←