مصرع دوم · شماره 8و ز سرکین کند به پایش نهندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5والی ملکش به غضب پیش خواند#6جور کنانش ز بر خویش راند#7تند شد و گفت سزایش دهند#8و ز سرکین کند به پایش نهندانتخابشده9کند بر آن پا که رود ناصواب#10تا نکند در ره باطل شتاب#11گر چه شب نیستیش در رسید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینتند شد و گفت سزایش دهند→سطر بعدیکند بر آن پا که رود ناصواب←