مصرع نخست · شماره 7تند شد و گفت سزایش دهندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4تاختن آورد بلایی بر او#5والی ملکش به غضب پیش خواند#6جور کنانش ز بر خویش راند#7تند شد و گفت سزایش دهندانتخابشده8و ز سرکین کند به پایش نهند#9کند بر آن پا که رود ناصواب#10تا نکند در ره باطل شتاب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینجور کنانش ز بر خویش راند→سطر بعدیو ز سرکین کند به پایش نهند←