مصرع نخست · شماره 121جوهر یاری اگرش حاصل استشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.118چشمه ز هر خاک نیاید به در#119یار که خود را به وفایت ستود#120بایدش از داغ جفا آزمود#121جوهر یاری اگرش حاصل استانتخابشده122روشنی دیده و چشم دل است#123سنگ که کحل بصرش می کنند#124اول از آتش خبرش می کنند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 121 از «حکایت» است.سطر پیشینبایدش از داغ جفا آزمود→سطر بعدیروشنی دیده و چشم دل است←