مصرع دوم · شماره 38والی آن شهر خبردار شدشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35هیچ مگویش که بیان میکند#36راز نهان تو عیان میکند#37آن سخن افسانه بازار شد#38والی آن شهر خبردار شدانتخابشده39گفت که از خانه برونش کشند#40از سر آزار به خونش کشند#41حاجب شه رفت و به فرمان شاه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «حکایت» است.سطر پیشینآن سخن افسانه بازار شد→سطر بعدیگفت که از خانه برونش کشند←