مصرع نخست · شماره 37آن سخن افسانه بازار شدشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.34وز پی گفتار ندارد زبان#35هیچ مگویش که بیان میکند#36راز نهان تو عیان میکند#37آن سخن افسانه بازار شدانتخابشده38والی آن شهر خبردار شد#39گفت که از خانه برونش کشند#40از سر آزار به خونش کشند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 37 از «حکایت» است.سطر پیشینراز نهان تو عیان میکند→سطر بعدیوالی آن شهر خبردار شد←