مصرع دوم · شماره 34وز پی گفتار ندارد زبانشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.31راز نخواهی که شود آشکار#32لب بگز و باز مگو زینهار#33کوه که سنگ است و ندارد بیان#34وز پی گفتار ندارد زبانانتخابشده35هیچ مگویش که بیان میکند#36راز نهان تو عیان میکند#37آن سخن افسانه بازار شد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 34 از «حکایت» است.سطر پیشینکوه که سنگ است و ندارد بیان→سطر بعدیهیچ مگویش که بیان میکند←