مصرع نخست · شماره 33کوه که سنگ است و ندارد بیانشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30رفت زن و گفت به همسایه باز#31راز نخواهی که شود آشکار#32لب بگز و باز مگو زینهار#33کوه که سنگ است و ندارد بیانانتخابشده34وز پی گفتار ندارد زبان#35هیچ مگویش که بیان میکند#36راز نهان تو عیان میکند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «حکایت» است.سطر پیشینلب بگز و باز مگو زینهار→سطر بعدیوز پی گفتار ندارد زبان←