مصرع نخست · شماره 39گفت که از خانه برونش کشندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36راز نهان تو عیان میکند#37آن سخن افسانه بازار شد#38والی آن شهر خبردار شد#39گفت که از خانه برونش کشندانتخابشده40از سر آزار به خونش کشند#41حاجب شه رفت و به فرمان شاه#42برد کشانش به سوی بارگاه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «حکایت» است.سطر پیشینوالی آن شهر خبردار شد→سطر بعدیاز سر آزار به خونش کشند←