مصرع دوم · شماره 40از سر آزار به خونش کشندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37آن سخن افسانه بازار شد#38والی آن شهر خبردار شد#39گفت که از خانه برونش کشند#40از سر آزار به خونش کشندانتخابشده41حاجب شه رفت و به فرمان شاه#42برد کشانش به سوی بارگاه#43شاه باو بانگ زد از روی قهر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت که از خانه برونش کشند→سطر بعدیحاجب شه رفت و به فرمان شاه←