مصرع نخست · شماره 59شاه زد از خشم گره بر جبینشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.56حاصل ایام بجز رنج چیست#57گنج کنی مشربه ای را لقب#58کنج کند خاک به سر زین سبب#59شاه زد از خشم گره بر جبینانتخابشده60گفت که بستند دو دستش ز کین#61از فلکش آه و فغان می گذشت#62وز سر دردش به زبان می گذشت :#دربارهٔ این سطرسطر شماره 59 از «حکایت» است.سطر پیشینکنج کند خاک به سر زین سبب→سطر بعدیگفت که بستند دو دستش ز کین←