مصرع نخست · شماره 1به حربا گفت خفاشی که تا چندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1به حربا گفت خفاشی که تا چندانتخابشده2سوی خورشید بینی دیده دربند#3ازین پیکر که سازد چشم خیره#4چرا عالم کنی بر خویش تیره#دربارهٔ این سطرسطر شماره 1 از «حکایت» است.سطر بعدیسوی خورشید بینی دیده دربند←