مصرع نخست · شماره 5ز نشترهاش کاو الماس دیده ستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2سوی خورشید بینی دیده دربند#3ازین پیکر که سازد چشم خیره#4چرا عالم کنی بر خویش تیره#5ز نشترهاش کاو الماس دیده ستانتخابشده6به غیر از تیرگی چشمت چه دیده ست#7چه دیدی کاینچنین بی تابی از وی#8تپان چون ماهی بی آبی از وی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینچرا عالم کنی بر خویش تیره→سطر بعدیبه غیر از تیرگی چشمت چه دیده ست←