کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

ای اوحدی، عیبش مکن، گر دل پریشانی کند

چهرهٔ اوحدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    چشمم به خونش رنگ زد، چون روی من بی رنگ شد

    #
  2. 15

    دارم خیال او به شب، زان باده رنگین لب

    #
  3. 16

    جانم چو زنگی در طرب، زان باده چون زنگ شد

    #
  4. 17

    ای اوحدی، عیبش مکن، گر دل پریشانی کند

    انتخاب‌شده
  5. 18

    کی بی پریشانی بود، دل، کو به زلف آونگ شد؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «غزل شماره ۲۵۸ - دی رفتم اندر کوی او سرمست، ناگه جنگ شد...» است.