مصرع نخست · شماره 3ز سنگ بیستون سر چون توان تافت؟شاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1کسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ#2رها کن دست، گفتش با دل تنگ:#3ز سنگ بیستون سر چون توان تافت؟انتخابشده4که شیرین را درین تلخی توان یافت#5نظر می کن بنقش دوستان ژرف#6ولیکن دور دار انگشت از حرف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینرها کن دست، گفتش با دل تنگ:→سطر بعدیکه شیرین را درین تلخی توان یافت←