مصرع دوم · شماره 4که شیرین را درین تلخی توان یافتشاعراوحدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1کسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ#2رها کن دست، گفتش با دل تنگ:#3ز سنگ بیستون سر چون توان تافت؟#4که شیرین را درین تلخی توان یافتانتخابشده5نظر می کن بنقش دوستان ژرف#6ولیکن دور دار انگشت از حرف#7چو اندر دوستی کار تو زرقست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینز سنگ بیستون سر چون توان تافت؟→سطر بعدینظر می کن بنقش دوستان ژرف←