کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 8

که پرده از رخ تو برنمی توان انداخت

چهرهٔ عراقیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه

    #
  2. 6

    ز آفتاب رخت سایه ای بر آن انداخت

    #
  3. 7

    رخ تو در خور چشم من است، لیک چه سود

    #
  4. 8

    که پرده از رخ تو برنمی توان انداخت

    انتخاب‌شده
  5. 9

    حلاوت لب تو، دوش، یاد می کردم

    #
  6. 10

    بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت

    #
  7. 11

    من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیک

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «غزل شماره ۱۰ - به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت...» است.