مصرع نخست · شماره 5
تو آنگه زو خبر یابی که از خود بیخبر گردی
شاعرعراقیقالبقصیده
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
که با خود در چنان خلوت نگنجی، گر همه جانی
# - 3
چو گشتی سر گران زان می، سبک جان برفشان بر وی
# - 4
که در بزم سبک روحان نکو نبود گران جانی
# - 5
تو آنگه زو خبر یابی که از خود بیخبر گردی
انتخابشده - 6
تو آنگه روی او بینی که از خود رو بگردانی
# - 7
بدو آن دم شوی زنده که جان در راه او بازی
# - 8
ازو داد آن زمان یابی که از خود داد بستانی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «قصیده شماره ۲۵ - ایضاله» است.