مصرع دوم · شماره 52هر بصیری گهر نداند سفتشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.49در جهان هیچ کس مشوش عشق#50نشد، الا ز سوز آتش عشق#51هر زبانی سخن نداند گفت#52هر بصیری گهر نداند سفتانتخابشده53همه را نیست، گر چه جان و تن است#54جان معنی، که در تن سخن است#55مرد، اگر بر فلک رسانندش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 52 از «مثنوی» است.سطر پیشینهر زبانی سخن نداند گفت→سطر بعدیهمه را نیست، گر چه جان و تن است←