مصرع نخست · شماره 55مرد، اگر بر فلک رسانندششاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.52هر بصیری گهر نداند سفت#53همه را نیست، گر چه جان و تن است#54جان معنی، که در تن سخن است#55مرد، اگر بر فلک رسانندشانتخابشده56تا نگوید سخن، ندانندش#57سخنی کز سر صفا گویند#58آن نکوتر که برملا گویند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 55 از «مثنوی» است.سطر پیشینجان معنی، که در تن سخن است→سطر بعدیتا نگوید سخن، ندانندش←