مصرع نخست · شماره 53همه را نیست، گر چه جان و تن استشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.50نشد، الا ز سوز آتش عشق#51هر زبانی سخن نداند گفت#52هر بصیری گهر نداند سفت#53همه را نیست، گر چه جان و تن استانتخابشده54جان معنی، که در تن سخن است#55مرد، اگر بر فلک رسانندش#56تا نگوید سخن، ندانندش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 53 از «مثنوی» است.سطر پیشینهر بصیری گهر نداند سفت→سطر بعدیجان معنی، که در تن سخن است←