مصرع دوم · شماره 54جان معنی، که در تن سخن استشاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.51هر زبانی سخن نداند گفت#52هر بصیری گهر نداند سفت#53همه را نیست، گر چه جان و تن است#54جان معنی، که در تن سخن استانتخابشده55مرد، اگر بر فلک رسانندش#56تا نگوید سخن، ندانندش#57سخنی کز سر صفا گویند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 54 از «مثنوی» است.سطر پیشینهمه را نیست، گر چه جان و تن است→سطر بعدیمرد، اگر بر فلک رسانندش←