مصرع دوم · شماره 56تا نگوید سخن، ندانندششاعرعراقیاثرمثنویقالبمثنویدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.53همه را نیست، گر چه جان و تن است#54جان معنی، که در تن سخن است#55مرد، اگر بر فلک رسانندش#56تا نگوید سخن، ندانندشانتخابشده57سخنی کز سر صفا گویند#58آن نکوتر که برملا گویند#59تو نه آنی کز اصل دیده نه ای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 56 از «مثنوی» است.سطر پیشینمرد، اگر بر فلک رسانندش→سطر بعدیسخنی کز سر صفا گویند←