مصرع دوم · شماره 40شاهزاده چو سوی او نگریدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37گلخنی بی نوا و ناموزون#38از بن گلخن آمده بیرون#39عارضی آن چنان منور دید#40شاهزاده چو سوی او نگریدانتخابشده41زورش از پا برفت و دل از دست#42شد درو، از شراب حیرت، مست#43خون ز سودای دل ز چشمان ریخت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «حکایت» است.سطر پیشینعارضی آن چنان منور دید→سطر بعدیزورش از پا برفت و دل از دست←