مصرع دوم · شماره 44بس به غربال چشم خون می بیختشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41زورش از پا برفت و دل از دست#42شد درو، از شراب حیرت، مست#43خون ز سودای دل ز چشمان ریخت#44بس به غربال چشم خون می بیختانتخابشده45جامه گلخنی ز تن بدرید#46در پی آن پسر همی گردید#47شاهزاده چو سوی او نگرید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «حکایت» است.سطر پیشینخون ز سودای دل ز چشمان ریخت→سطر بعدیجامه گلخنی ز تن بدرید←